تبليغاتX
دوستداران دکتر کزازی(شهریار زبان پارسی )

به نام آنکه وجودم ز وجودش به وجود آمده است
kazzazi 016

این قسمت سومین و فرجامین قسمت از آثار استاد فرزانه می باشد. با دیدگاه های ارزشمندتان ما را یاری دهید.

---------------------------------------------------------------------

توانهای نهایی آدمی
نشر نی - سال ۱۳۷۲
این کتاب ، سومین اثری است که دکتر کزازی در زمینه فرا روانشناسی به زبان فارسی ترجمه کرده است. "کالین و ویلسن" نویسندگان این کتاب ، با دیدی سنجیده ، روانشناسانه و دانشورانه ، پدیده های فراروانشناسی را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است.

----------------------------------

جهان اشباح
انتشارات عطایی - سال ۱۳۷۰

"جهان اشباح" کتابی در زمینه فرا روانشناسی است که دو نویسنده "دانیل هامر" و "آلکس رودَن" آن را نوشته اند. در این اثر ، پدیده های "فرا روانشناسی" به گونه ای گسترده و فراگیر بررسی شده است. جهان اشباح ، دومین ترجمه دکتر کزازی در زمینه فرا روانشناسی است.

---------------------------------

جهان پس از مرگ
چاپ اول : نشر دنیای کتاب - سال ۱۳۶۱
چاپ دوم : نشر دنیای کتاب - سال۱۳۷۱

"جهان پس از مرگ" اثر نویسنده نامدار انگلیسی "سر آرتور کُنان دویل" خالق کارآگاه معروف "شرلوک هلمز" است. کنان دویل در سال های واپسین زندگی ، به پدیده روح گرایی دلبستگی یافت و این اثر ، رهاورد همان سال هاست. کتاب از دو بخش پژوهش ها و داستان ها پدید آمده است و هر یک از داستان ها بر پایه یکی از آزمون ها و پدیده های روح گرایی نوشته شده است.

----------------------------------

رویدادهای شهر سنگی
نشر مرکز - سال۱۳۷۰

"اسماعیل کاداره" در این اثر داستانی ، به شیوه ای دلنشین و شاعرانه ، خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خویش را به رشته تحریر درآورده است. وی از نویسندگان نامدار آلبانیایی است که اکنون به شهرتی جهانی دست یافته است. یکی از داستانهای او با عنوان "سردار سپاه مرده" به بیش از پانزده زبان دنیا ترجمه شده است. دکتر کزازی با ترجمه این اثر ، اسماعیل کاداره را به جامعه فرهنگی ایران شناسانده است.

----------------------------------

سه داستان
نشر مرکز - سال ۱۳۶۷

"گوستاو فلوبر" نویسنده بلند آوازه و آفریننده آثار برجسته ای چون: "مادام بواری" و "سالامبو" است. فلوبر ، این اثر را در سال های پایانی زندگانی خود نوشت. سال هایی که نویسنده را در تلخ کامی و اندوهی ژرف فرو برده بود. کتاب شامل سه داستان "ساده دل" ، "افسانه ژولین ، تیمارگر پاک" و "هرودیا" است.

-------------------------------

سیلوی
نشر مرکز - سال ۱۳۷۰

"سیلوی" داستانی نه چندان بلند از "ژرار دونروال" است. وی از نویسندگان سخنور و نامدار فرانسوی در سده نوزدهم بوده است. ژرار دونروال چونان شوریده سرانی که زندگی را به سودای یافتن آنچه یافت نمی شود ، سیر کرده اند ، سراسر زندگانی را در پی نازنینی گشت که هرگز در عالم خاکی به دست نمی آید. از این رو ، به دنبال آنچه در عالم واقع به دست نمی آمد و در دسترس نبود ، به خواب و رویا پناه برد و سر در پی این سودا نهاد و در رویا گم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:37  توسط احمد ابراهیمی فرد شربیانی [مديريت وبلاگ]  | 

kazzazi 026

                     

دکتر میر جلال‌الدين كزازي معتقد است: انديشه‌هاي مولانا چونان بزرگ‌ مردي كه در دل تاريخ و فرهنگ ايران پرورده شده است، آن‌چنان آزادمنشانه و از هر بند رها هستند، كه در هيچ مرز و كراني نمي‌گنجند.

MOLANA

اين استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه در ادامه‌ي سخنانش در  روز بزرگداشت مولوي، تصريح كرد: اگر بخواهيم در پهنه‌ي ادب پارسي چند سخنور را برگزينيم كه بر ستيغ مي‌روند و سالاران سترگ سخن هستند، بي‌هيچ گمان يكي از آنان مولاناست. از نگاهي بسيار فراخ، گونه‌هاي سخن پارسي را در سه دسته بخش مي‌كنم؛ يك رزم‌نامه‌سرايي كه برترين چهره‌ي آن، «فردوسي» است. دو ديگر بزم‌نامه‌سرايي است كه چهره‌ي برجسته و نامدار آن، «نظامي» است. سه ديگر رازنامه‌سرايي يا ادب‌ نهان‌گرايانه كه برترين و نامدارترين سراينده در اين گونه‌ي ادب پارسي، «مولانا» است.

   MOLAVI

اين پژوهشگر افزود: مولانا راهي را به فرجام برده است كه سنايي آن‌را گشوده، و عطار آن‌را فراخي و همواري بخشيده است. او با سرودن رازنامه‌ي بزرگ خويش - «مثنوي» - ادب نهاني‌گرايي ايران را به فرجام و فرازنايي آن رسانده است. هيچ سخنوري در ايران بعد از مولانا نتوانسته در اين زمينه بالابرافرازد و اثر همسنگ و همتراز «مثنوي» بيافريند. اما شاهكار ديگر مولانا «ديوان شمس» هم آفريده‌اي است در گونه‌ي خويش بي‌همتا؛ برترين نمونه‌اي در آن گونه از شعر كه من آن‌را شعر ناخودآگاهانه مي‌نامم. بيش‌تر بيت‌هايي كه مولانا در غزل‌هاي «ديوان شمس» سروده، دستاورد دم‌هاي سرمستي و بي‌خويشتني اوست. اين غزل‌ها از ژرفاهاي رازآلود و ناشناخته‌ي نهاد مولانا برجوشيده و بر زبان او روان شده است و از اين رو آكنده از شور و شرار، انگيختگي و افروختگي است.

كزازي همچنين يادآور شد: از آن‌جايي كه بيش‌تر اين غزل‌ها طرب‌انگيزند، نشان از آن شادماني شگفت دارند كه مولانا چونان مرد خدا و دوستدار هستي، همواره آن را در نهاد و ناخودآگاه خويش مي‌داشته و مي‌آزموده است. مي‌توان گفت، مولانا كسي است كه توانسته خود را با آهنگ هستي دمساز كند. اين آهنگ آن‌چنان شادي و شور در او بر مي‌انگيخته كه خواب آرام را از او مي‌ربوده است.

اين نويسنده معتقد است: مولانا سازي است آن‌چنان به سامان‌شده كه با ضرب‌آهنگ جهان همراه و هماهنگ شده است؛ سازي كه به كم‌ترين انگيزش به نوا درمي‌آيد و نواي اين ساز غزل‌هاي شورانگيز «ديوان شمس» است.

كزازي با اشاره به انديشه‌هاي مولانا، ادامه داد: انديشه‌هاي مولانا هم‌ مرز زمان را در هم مي‌شكند و هم مرز مكان را؛ از آن‌جاست كه اين انديشه‌ها بازتابي جهاني يافته است. حتی كساني كه زبان پارسي نمي‌دانند و بخت آن را ندارند كه سروده‌هاي مولانا را در اين زبان شكرين و زيبا بخوانند، هنگامي كه به ياري ترجمه با انديشه‌هاي او آشنا مي‌شوند، اين انديشه‌ها در دلشان مي‌نشيند و آن‌ها را به شگفت مي‌آورد؛ زيرا انديشه‌هاي او به گستردگي انساني است.

كزازي با بيان اين مطلب كه مولانا به پرسش‌هايي پاسخ مي‌دهد كه پرسش‌هايي فراگيرند، گفت: هر انساني در درازناي زندگي خود به پاره‌اي از اين پرسش‌ها مي‌رسد و پاسخ آن را مي‌جويد و هنگامي كه اين پاسخ را در سروده‌هاي مولانا مي‌يابد، به آرامش مي‌رسد. مولانا را سخنوري دمساز با خويش مي‌يابد و از اين رو دل به او مي‌سپارد. از آن‌جاست كه مولانا امروز به سخنوري جهاني دگرگون شده است و نامي است كه براي جهانيان آشناست و ترجمه‌ي سروده‌هاي او كتاب باليني دوستداران انديشه و ادب شده است.

kazzazi 05

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:8  توسط احمد ابراهیمی فرد شربیانی [مديريت وبلاگ]  |