تبليغاتX
دوستداران دکتر کزازی(شهریار زبان پارسی )

به نام آنکه وجودم ز وجودش به وجود آمده است
kazzazi 5

میرجلال الدین کزازی - فردوسی شناس و پژوهشگر ادبی - درباره این مقاله که قرار است امسال در مقر یونسکو - در پاریس - ارائه کند به خبرنگار مهر گفت: امسال از سوی یونسکو سال جهانی زبانها نامیده شده است. از سویی دیگر در این سال بزرگداشت رودکی نیز برگزار می شود و به همین روی مقاله خود را با توجه به دو این شاعر بزرگ تهیه کردم.
وی افزود: در این جستار پیشینیه پارسی دری را آورده و آشکار داشته ام که زبان پارسی یا دری دو نام است برای یک زبان و در میانه این دو هیچ جدایی و دوگانگی نیست. در آن از "رودکی" یاد کرده ام که در زبان دری یا پارسی، نخستین سخنور بزرگ و نامور ایرانی است که به شیوایی و استواری شاهکارهایی را پدید آورده است.
کزازی تصریح کرد: رودکی بزرگترین این سخنوران است که می توان گفت شالوده های ادب پارسی را ریخته است. از همین رو زیست نامه نویسان، او را در میان سخنوران ایرانی با آدم در میان پیغمبران سنجیده و او را "آدم الشعرا" نامیده اند.
وی ادامه داد: من این جستار را در مقر یونسکو در پاریس و در جشنی که برای بزرگداشت رودکی برگزار خواهد شد برمی خوانم اما هنوز زمان دقیق سفر مشخص نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 21:48  توسط احمد ابراهیمی فرد شربیانی [مديريت وبلاگ]  | 

 

kazzazi

حماسه به اسطوره وابسته است و روزگار اسطوره به پايان رسيده و در عصري كه اسطوره‌اي وجود ندارد، اثري حماسي نمي‌توان پديد آورد.

دكتر ميرجلا ل الدين كزازي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان مطلب بالا افزود: از نگاهي بسيار كلان، همه تلاشهاي فرهنگي و انديشه يي آدمي را در سه روزگار مي توان گنجاند؛ روزگار اسطوره، فلسفه و دانش كه حماسه وابسته به روزگار اسطوره است و هنگامي كه بينش و دانش براسطوره چيره است، روندهاي ذهني و انديشه آدمي را سامان مي دهد حماسه پديد مي آيد؛ اما درروزگار ما كه روزگار دانش است حماسه راستي ، نمي تواند رخ بدهد.

مترجم ايلياد و اوديسه هومر افزود: حماسه سرايي در سرزمين ما بعد از قرن ۵ اگر نويسنده اي يا سخنوري مي كوشد داستاني يا شعري حماسي بنويسد يا بسرايد، تنها پيكره وساختار حماسه را چنان ادبي به كار مي گيرد. به سخن ديگر، روزگار پديد آمدن قهرمانان بزرگ حماسي به پايان رسيده است.

وي ساختار يك اثرحماسي را ناسازها بيان كرد و گفت: براي پديد آمدن حماسه ناچار هماوردي ستيزه گر بايد در ميان باشد. اين ستيز ناسازها از رويارويي خدايان آغاز مي شود و مي رسد به ستيز پهلوانان بزرگ يا خدايان يا نيروهاي گيتي و پس از آن به ستيز دو دودمان مي انجامد و در فرجام، دو پهلوان به همديگر مي رسند و درگير مي شوند و با همديگر مي جنگند و اينجاست كه حماسه پديد مي آيد كه اين حماسه دروني يا حماسه صوفيانه است.

نويسنده روزهاي كاتالونيا، قرنهاي ۴ و ۵ را پايان حماسه سرايي خواند و گفت: شاهنامه خيزش حماسه سرايي و فردوسي پايه گذار در اين نوع از ادب فارسي بود كه بعد از آن سخنوران ديگر همچون نظامي در سرودن اسكندرنامه يا خواجوي كرماني در سام نامه به سرودن اثر حماسي مبادرت كردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:21  توسط احمد ابراهیمی فرد شربیانی [مديريت وبلاگ]  | 

kazzazi 025

جلال‌الدين كزازي معتقد است: دبيره (خط) پارسي دبيره‌اي است كه با كم‌ترين نشانه‌ها، آواهاي زباني را آشكار مي‌دارد و بدين‌سان به‌آساني به دبيره‌اي سازگار براي فن‌آوري نو دگرگون مي‌تواند شود.

اين استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اين‌كه اگر نگارش به الفباي لاتين در رسانه‌ها روايي يابد و روزگاري آسيبي به خط پارسي بزند، بايد براي آن چاره انديشيد، گفت: زبان پارسي زباني است بسيار پيشرفته و پويا و از اين روي زباني درون‌گرايانه و تحليلي شده است و در سنجش با زبان‌هاي اروپايي كه ريخت‌شناختي و درون‌گرايانه هستند، دبيره‌ي پارسي هم به همان‌سان دبيره‌اي درون‌گرايانه و تحليلي است و هر گزندي به دبيره‌ي پارسي برسد، به همان اندازه زيان‌بار مي‌تواند بود كه به زبان پارسي.

او با بيان اين‌كه اگر روزگاري دبيره‌ي پارسي را از دست بدهيم، پيوند ما با پيشينه‌ي فرهنگي و ادبي و زباني‌مان گسيخته و به گونه‌اي سرگرداني و بي‌ريشگي دچار خواهيم آمد، گفت: اين نكته گاهي گفته مي‌شود كه خط پارسي خطي نارسا و ناتوان است و به آن شيوه گاهي كساني بر آن انگشت مي‌نهند، كه از ديد من پذيرفتني نيست؛ براي اين‌كه خط ‌هاي ديگر هم مانند خط لاتين با نارسايي‌ها و تنگناهايي روبه‌رو است.

كزازي با بيان اين‌كه روا نيست كه از واژه‌هاي بيگانه در زبان فارسي بهره ببريم؛ مگر هنگامي كه ناچار باشيم، متذكر شد: بي‌گمان واژه‌هاي بيگانه يا به سخن باريك‌تر، وام‌واژه‌ها به زبان پارسي گزند مي‌رساند؛ براي اين‌كه ما با واژه‌هاي بيگانه نمي‌توانيم آن رفتارها را انجام دهيم كه با زبان پارسي انجام مي‌گيرد. اين واژه‌ها در آن ساختارها و كاربردهاي ويژه‌ي زبان پارسي نمي‌گنجد.

اين پژوهشگر و مترجم در ادامه افزود: شما وقتي واژه‌اي بيگانه را به‌كار برديد، از اين روي ناچار هستيد واژه‌هاي هم‌خانواده‌ي آن را به‌كار ببريد، و بدين سان گروه‌هاي بيگانه‌ي واژگاني در زبان پديد مي‌آيد.

كزازي با تأكيد بر اين‌كه زبان پارسي يكي از كارآمدترين سامانه‌ها و دستگاه‌هاي واژه‌سازي را داراست، عنوان كرد: ما به‌آساني مي‌توانيم نيازهاي نوواژگاني خويش را در اين زبان برآوريم و از اين روي نيازي نيست كه از واژگان بيگانه بهره ببريم و زبان پارسي را به آن‌ها بيالاييم.

او در ادامه خاطرنشان كرد: اگر ما بخواهيم، حتی مي‌توانيم براي تلفن، تلويزيون، راديو و تلگراف، واژه‌ي زيباي پارسي بيابيم و من بر آن نيستم كه اگر واژگاني در زبان كاربرد يافتند، و ديري از كاربردشان گذشت، ما نمي‌توانيم آن واژه‌ها را دگرگون كنيم و واژه‌هاي زيباي پارسي به‌جاي آن‌ها بنشانيم.

اين نويسنده با اشاره به اين‌كه فرهنگستان زبان و ادب فارسي تا آن‌جا كه در توان و امكان داشته است، كوشيده كه كار خود را به‌درستي انجام دهد، اظهار داشت: در واژه‌سازي نياز بسيار گسترده‌تر از آن است كه بتوان به تلاش‌هاي فرهنگستان بسنده كرد.

او با بيان اين‌كه من با اين دم‌سازم كه هركس توان و پسند و امكان واژه‌سازي را دارد، مي‌تواند واژه‌هايي پديد آورد، اضافه كرد: كم‌ترين نيكويي اين كار اين است كه گزينه‌هاي بيش‌تري در دسترس مي‌نهد، تا سرانجام بتوان بهترين و رساترين واژه‌ها را در آن برگزيد و به فراخي به‌كار گرفت.

كزازي در ادامه متذكر شد: نبايد آن‌چنان نگران آن باشيم كه واژه‌هايي كه پيش‌نهاده مي‌شود، بي‌درنگ كاربرد گسترده يابد. كاربرد واژه‌هاي پيشن‌نهاده نياز به گذشت زمان دارد، و از ديگرسوي اگر آن واژه‌ي پيشنهادي در زبان گفتاري مردم به‌كار گرفته نشود، واژه‌اي است گزيده، كه هر زمان نياز بود، مي‌توان از آن بهره گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 1:3  توسط سعید دولتی  |